سوای دهها نفری که در خیابانها کشته شدند خبر رسیده که یکی از بازداشت شدگان در زندان اراک جان سپرده است و یکی دیگر، سینا قنبری، در اوین. از بازداشتگاههای خوزستان خبر میرسد که روزهای متوالی است زندانیان بدون غذا نگه داشته شده اند. حکومت در میان آشوب بیبدیل بیانیههایش مرگ بازداشتیها را خودکشی خواند و کشتن مردم را از جمله به گردن داعش انداخت. انداختن جنایت به گردن جلادان داعش اما معنایی مضاعف داشت: داعش همواره مسئولیت همه جنایتهای خود را به عهده گرفته است و جمهوری اسلامی بار دیگر به یادمان آورد که در بیمسئولیتی از داعش هم بدتر است.
کشتن مردم به جان آمده از غارت یک پیغام واضح دارد و آن این که حکومت میگوید شما بردگان و اسیران مایید و هر کار بخواهیم با شما میکنیم. مالتان را میبریم، زمینتان را میسوزانیم و اگر از بردگی به تنگ آیید میکشیمتان و حتی مسئولیتش را هم نمیپذیریم.
باید دانست که حکومت غارتگر در سرکوب کوتاه نخواهد آمد. در محرومترین خیابانهای دهها شهر این کشور مردم فریاد «مرگ بر دیکتاتور» و «آخوند باید گم بشه» سرداده اند و افسانه پشتیبانی محرومان از حکومت مذهبی را شکسته اند. هیچ چیز بر حکومت دروغ از این گرانتر نمیآید.
حال پرسشی که باید در پی پاسخش باشیم این است که با حکومت این غارتگران آدمکش چه باید کرد؟ مسئله امروز پیدا کردن راه خلاصی یافتن از دست اینهاست.باید به این پرسش پاسخ بدهیم که چه طور مردم سازماننیافته میتوانند حکومتی را کنار بگذارند که تنها سازماندهی فعالش قوه قهریه است؟
