حکومت جنازه دو بازداشتی دیگر در وقایع اخیر را نیز تحویل داد: سارو قهرمانی و علی پولادی. این بار حتی نیازی به نمایش وقاحت آمیز «خودکشی کرده» و از این قبیل هم ندیدند.
همزمان گروهی در میان مخالفان و از آن قویتر در میان حامیان جمهوری اسلامی هشدار میدهند که مبادا سوریه شویم.
این تقارن معنیدار است وقتی به یادآوریم چگونه رژیم اسد از همان اول تظاهرات آرام مردم جنازه نوجوانان و جوانان بازداشتی را به قصد ارعاب تحویلشان داد. ارعابی که اکنون در ایران با کشتن و جنازه دادن در جریان است چیزی بیش از ارعاب سوری در خود دارد.
در واقع قاتلان میگویند که ببینید: ما همانها هستیم که سوریه را سوریه کردیم. همانها هستیم که برای سرپا نگه داشتن متحد خونریز و فاسدمان به چنان آتشی دامن زدیم که کل آن مملکت را سوزاند و اهریمن خویانی چون داعش که شبیهترین نیروی سیاسی به خود جمهوری اسلامی هستند از دل آن آتش پدید آمدند.
به این ترتیب «هشدار» سوریه شدن وقتی از دهان عاملان جمهوری اسلامی و زبانهای وقیحشان در تهران و لندن تکرار میشود، صرفاً هشدار نیست: تهدید است. جمهوری اسلامی به عنوان یکی از مهمترین عوامل ویرانی سوریه و اولین نیروی خارجی مداخله کننده در آن کشور به توانایی ویرانگری خودش ارجاع میدهد.
ما این تهدید را جدی میگیریم. اما خاموش نمیشویم. ما در قبال خودمان و در قبال منطقه و در قبال جهان مسئولیم که به رژیمی که ایران را ویران کرد و سوریه را به این روز نشاند پایان دهیم.
